تبلیغات
سیاه نور
!It's dark, so we shan’t be seen

دلمان خوش است!i

جمعه 4 تیر 1389 09:26 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

سلام دوستان شرمنده که نمی تونم وبم را آپدیت کنم چون امتحان دارم

فعلا این چند خط را قبول کنید تا امتحانات تموم بشه و یه متن خوب بنویسم.

 

دلمان خوش است که نگاهمان آبی باشد و برای خود، دقایقی از اوج عشق و احساس را در افکاری که در نگاهی سرد، حبس شده اند رقم بزنیم.

حتی دقایق هم از گذر خود شرمسارند،که چرا نتوانستند برای ثانیه ای توجه مرا به گذر زمان جلب کنند؟

ومن چه ساده ساعت خویش را شکستم که مبادا نگاهم را آزرده سازد...!!!





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: دلمان خوش است!i ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: جمعه 4 تیر 1389 09:31 ب.ظ

بغض گلو بریده ام .......

یکشنبه 9 خرداد 1389 12:43 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ، عاشقانه ،

سیاه نور 

بغض گلو بریده ام
مدام میشوم شبی
فقط به من اشاره کن
تمام میشوم شبی

حسرت دیدن پرپرشدن لبخند زخم دار،در کنج لب های ترک بسته ات دلم را به درد آورد و قلبم را رنجاند پنجره را بگشا،به من بنگر و لبخند زیبایت را روانه ام گردان تا هزاران بار برایت پرپر شوم.
می خواهم فریاد بزنم اما بغضی از جنس سکوت، فریادم را درگلو حبس می کند و کلید آزادی اش را با صدای تو امید میدهد، و تو چه ساده صدایت را ازمن دریغ میکنی تا مبادا بغضم را بشکنم و صدایت رادرحبس فرو ببرم.

نگاهت حرفهایم راخوب میفهمد هرچند آسمان دلت مه گرفته است.
بدان که زانو نخواهم زد حتی اگر آسمان دلت کوتاه تر از قد من باشد...
باورم کن!

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: بغض گلو بریده ام ....... ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 13 تیر 1392 12:06 ق.ظ

دانلود کلیپ Hello از Evanescence

پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 12:15 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ، فیلم ، موسیقی ، عمومی ،

با سلام

این پست را به خاطر علاقه خودم به Amy Lee و آهنگ زییای Hello او می زنم که درباره  یک یه دختر 6-7 ساله است که تو حیاط مدرسشون نشسته ،بعد یکی میاد بهش میگه که خواهر کوچیکش مرده
ولی این دختر کوچیک هنوز نمیتونه مفهومه مرگو به درستی درک کنه!
تا این که یه روز بزرگ میشه و این آهنگو به یاد اون روز میخونه منم چون خیلی خوشم آمد کلیپش را درست کردم امیدوارم شما هم از این کلیپ لذت ببرید در ضمن امی تا حالا کلیپ تصویری این آهنگ را نخونده است.

راستی نظرتون را راجع به کلیپ بگید.

حجم کلیپ حدود 15 مگابایت می باشد

دانلود





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: دانلود کلیپ Hello از Evanescence ، Amy ، Lee ، Black Light ، سیاه نور ، دانلود کلیپ ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 30 اردیبهشت 1389 12:25 ب.ظ

مرگ.......

شنبه 18 اردیبهشت 1389 01:09 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

آغاز یا پایان؟ سهل یا صعب؟ من یا تو؟


خودم از اعماق وجودم صدایش را شنیدم که می گفت: "لحظه دیدار نزدیک است".

خوب به یاد دارم که گوشهایم ازغریوش لحظه ای خاموش گشت، گویی پژواک واژه مرگ در کوههای سربه فلک کشیده در گوشهایم طنین انداز بود،هربار رساتر ازقبل و هر بار سردتــر!
لرزه بر اندامم افتاده بود اما مفری نداشتم و بسان اسیری دربند به دنبال آزادی می دویدم بی آنکه بدانم آزادی مرا فرا می خواند و لحظه ای چشمان تیزبینش را از من برنمی دارد!
واژه مـرگ درلغت نامه افکارم جایی نداشت. به یاد دارم خود آنرا پاک نمودم چون معنایش را نمی دانستم و یا می دانستم به خود نمی دانستم!!؟؟


شب است و ماه می رقصد و ستارگان همچنان به نقره پاشی مشغول اند. انگار تاری و سیاهی برایشان خوش یمن است و هر چه تاریک تر باشد، تلألؤ بیشتری می یابند. کاش من هم ستاره ای کوچک بودم در اوج آسمانها وبرای خود پاورچین پاورچین می رفتم تا طلوع آفتاب هستی بخش چهره ام را محو سازد، امـــا ستاره هم می سوزد بی آنکه بزرگی و کوچکی برایش مزیتی قلمداد شود.


با تو هستم ای مــــرگ !!
تو همان گرگ گرسنه ای که در برف و بوران به دنبال بوی خون می دوی و من همان عابر یخ زده نا امیدم که امیدی در دلت می نهم!
به دنبالم می دوی، حتی برای مأیوس شدن هم امانم نمی دهی، گلویم را می دری و بانگ صدایت را آنچنان بالا میبری که آفاق به لرزه در می آید، آری این همان غریوی بود که گوشهایم را خاموش کرد و من هم دیگر هیـــچ!

فقط بدان که حسرت اینکه چرا تفنگم برای خاموش کردنت تیر نداشت مرا کشت.

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: مرگ ، به خود نمی دانستم ، سیاه نور ، black light ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 اردیبهشت 1389 01:33 ب.ظ

عشق واژه غریبیست......

چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 06:55 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

گفتم این کدامین عشق است که با لبخندی پدید می آید و با اشکی ناپدید!

گفتم واژه عشق اصلاً به چه معناست ؟؟!!

گفتم چرا این واژه بازیچه انسانها شده است؟

و گفتم عشق دروغی بیش نیست!!

آری به هر کجا که می نگریستم تا عشق را ببینم ،آنرا دیواری بلند می دیدم که بر رویش می دویدند تا دیده شوند، بی آن که بدانند و بدانی که خود باید بزرگ شوی و چه بسا افتادن در راه باشد.

هوا سرد است ، شانه هایم می لرزد و نفسم هایم در گلو خشک شده!

خدایا مگر تو خود نگفتی که عشق وجود دارد ؟! پس چرا من آنرا دروغی بیش ندیدم و لحظه ای درنگ نکردم که مبادا درست نباشد هر آنچه من دیده ام!

هر روز به دنبال بارش باران ، عطر گل یاس ، شمیم بهاری و صدای یار بودم! غافل از اینکه بدانم دنیای من بسیارکوچک است و هر روز که میگذرد گام هایم بزرگ تر می شوند.

اما...

به راستی فهمیدم تعبیر همه گفته هایم اشتباه بوده ،عشق واژه ای است مقدس و هر جایی نباید از آن استفاده کرد. بوی خشت خام ، خاک باران دیده و حتی باران از آفاق پرگرفته است برای همین است که عشق رنگ باخته و هر آنجا که باشد به راحتی آنرا نادیده می گیریم و همانند من آنرا دروغی سیاه می پنداریم.

احساس می کنم برای بیدار شدن تلنگر کافی نباشد! اما انگار بیدار شده ام.

عشقی که از هوس سرچشمه گیرد ، عشقی که بر پایه های دروغ عَلم شود، عشقی که دیدگانت را بارانی نکند، عشق نیست! حسی است گذرا،زود تر از آنکه خود بفهمی می رود همانند شاهینی تیز بال که اوج گرفته و در آسمان لاجوردی می گردد تا طعمه خود را ببیند و به محض دیدن آن با تمام وجود بسان تیری از کمان گریخته فرود می آید و وقتی که آنرا گرفت پر می گیرد و می رود، به یاد داشته باش که طعمه میمیرد!!

عشق همراه تأنی و فراغ بال است ، حس بودن می دهد! راستی می گویند تپش قلبت تند می زند ولی انگار نمی زند!!

خدایا...

تازه فهمیدم که عاشقم!

آنگاه که حس کردی وجودت گرمی دیگرانست و خود بی خبر از آنی ،بدان که محبوب شده ای و محبانت بی شمارند.چه لذتی دارد لحظه ای که حس و رفتارت همانند غریوی دلنشین تمام سکوت را می شکند بی آنکه صدای شکستنش کسی را برنجاند و دلی را به درد آورد.

عشق  واژه غریبی است برای ما زمینی ها ، بدان که عشق حقیقی برابر است با نیستی زیرا اگر معشوق نباشد عاشق وجودی از خود نمی داند و این همان عشق الهی است.

 

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: عشق ، سیاه نور ، Black Light ، عشق واژه غریبیست...... ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 1 اردیبهشت 1389 07:03 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 15 ... 5 6 7 8 9 10 11 ...
Designed and Powered by: Black Light