سیاه نور سلام دوستان لطفاً هر کی این وبلاگ رو خوند یه کامنت خالی , پر , حتی یه نقطه هم شده بذاره !ا ایمیل: Mojtaba.yaghobi@yahoo.com باتشكر از بازدید شما jacob.ir Love starts with L and ends with e exactly like Lie tag:http://yaghobi.mihanblog.com 2018-04-26T01:41:07+01:00 mihanblog.com بهارنارنج یا بهار بارنج؟ 2017-08-26T15:07:39+01:00 2017-08-26T15:07:39+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/29 م.یعقوبی نگاه کن... بهار است اما بوی" بهار نارنج "نمی آید نه "بهار" اش هست و نه "نا" اش هرچه مانده است "رنج" است! نمی دانم بی هم خواهیم رفت یا بی هم خواهیم ماند. کاش حاج نوروز امسال عیدی   برایمان "الف"می آورد می نشاند بجای هرچه"ی" میان من و توست.... تا یا با هم میرفتیم یا با هم می ماندیم... کمی عجیب شده ام اینروزها...شاید بیشتر از دیروزها ؛کمتر از فرداها..... فردا... فردا چه خواهد شد برای منی که کودک دیروزم...مرد امروز و شاید پدر فردا...؟؟؟؟ فردایی که نه من دیده ام و Black Light
نگاه کن...

بهار است اما بوی" بهار نارنج "نمی آید

نه "بهار" اش هست و نه "نا" اش

هرچه مانده است "رنج" است!

نمی دانم بی هم خواهیم رفت یا بی هم خواهیم ماند.

کاش حاج نوروز امسال عیدی   برایمان "الف"می آورد می نشاند بجای هرچه"ی" میان من و توست....

تا یا با هم میرفتیم یا با هم می ماندیم...

کمی عجیب شده ام اینروزها...شاید بیشتر از دیروزها ؛کمتر از فرداها.....

فردا...

فردا چه خواهد شد برای منی که کودک دیروزم...مرد امروز و شاید پدر فردا...؟؟؟؟

فردایی که نه من دیده ام و نه تو نه هیچ یک از اهالی این پس کوچه های غریب!

فردایی که تو می بخشی به من...سر بسته اما "به شرط چاقو" !

]]>
گنگ بودی 2015-11-06T09:25:12+01:00 2015-11-06T09:25:12+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/93 م.یعقوبی گنگ بودی درهنگامه ی نابهنگام صدا گم بودی و من نزدیک هیاهو دور بودم از شنیدنت آدمک ها با گونه گونی رنگهاشان چندان بی شرمانه به دیدگانم تجاوزکردند که تو از بی رنگی صادقانه ات به چشم نیامدی رنگ ها آکنده از نیرنگ در انبساط ویرانگر خویش گرداگرد نگاه من دیواری برآوردند تا من در غفلتی غلیظ بر فراز آن پرچمی بیاویزم که ازتابش ساده ی بیرنگی ناتوانی کرد اینک فرود آمده از یاس بلند سال ها تو را می بینم که Black Light


گنگ بودی

درهنگامه ی نابهنگام صدا

گم بودی

و من نزدیک هیاهو

دور بودم از

شنیدنت

آدمک ها

با گونه گونی رنگهاشان

چندان بی شرمانه به دیدگانم تجاوزکردند

که تو

از بی رنگی صادقانه ات

به چشم نیامدی

رنگ ها

آکنده از نیرنگ

در انبساط ویرانگر خویش

گرداگرد نگاه من

دیواری برآوردند

تا من

در غفلتی غلیظ

بر فراز آن پرچمی بیاویزم

که ازتابش ساده ی بیرنگی ناتوانی کرد

اینک

فرود آمده از یاس بلند سال ها

تو را می بینم

که در منشور دلم

پررنگ تراز همه ی رنگ ها

می تابی

ومن درانبوهه ی رنگ ها

تنها تورا می شناسم

که بی رنگی

دیگر

تویی

و

چشم هایم...

]]>
تولدم مبارک !؟ 2015-09-08T19:05:22+01:00 2015-09-08T19:05:22+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/105 م.یعقوبی
Black Light
]]>
175 غـروب و یک دنیـا 2015-06-16T11:36:12+01:00 2015-06-16T11:36:12+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/102 م.یعقوبی خدا کند امروز هیچ مادری به استقبال نیاید..... قیامت می شود مادر اغوش باز می کند دستها بسته اند حسرت در اغوش کشیدن را چه می کند؟ عجب حکایتی است امروز..... Black Light

خدا کند امروز
هیچ مادری به استقبال نیاید.....
قیامت می شود
مادر اغوش باز می کند
دستها بسته اند
حسرت در اغوش کشیدن را چه می کند؟
عجب حکایتی است امروز.....
]]>
دلمان خوش است... 2015-04-13T06:17:07+01:00 2015-04-13T06:17:07+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/101 م.یعقوبی دلمان خوش است که نگاهمان آبی باشد و برای خود دقایقی از اوج عشق و احساس با نگاهی سرد و حبس شده  رقم بزنیم.حتی دقایق هم از گذر خود شرمسارند ...که چرا نتوانستند برای ثانیه ای توجه مرا به گذر زمان جلب کنند؟ومن چه بی پروا ساعت خویش را شکستم که مبادا نگاهم را آزرده سازد...!پی نوشت:هیچکس دوست ندارد که بمیرد و همه دوست دارند که به بهشت بروند! غافل از اینکه برای به بهشت رفتن باید مرد...!

Black Light


دلمان خوش است که نگاهمان آبی باشد و برای خود دقایقی از اوج عشق و احساس با نگاهی سرد و حبس شده  رقم بزنیم.

حتی دقایق هم از گذر خود شرمسارند ...

که چرا نتوانستند برای ثانیه ای توجه مرا به گذر زمان جلب کنند؟

ومن چه بی پروا ساعت خویش را شکستم که مبادا نگاهم را آزرده سازد...!



پی نوشت:

هیچکس دوست ندارد که بمیرد و همه دوست دارند که به بهشت بروند!

غافل از اینکه برای به بهشت رفتن باید مرد...!



]]>
تلخ و شیرین 2015-02-13T08:29:18+01:00 2015-02-13T08:29:18+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/100 م.یعقوبی چقدرشیرینه کسی را داشته باشی و بهش بگی "بابا" چقدر شیرینه دلت بلرزه، بغضت بشکنه وهق هقت بلند شه و جای نداشته باشی جزء آغوش گرمش! چقدر تلخه یادشو قاب بگیری و گوشه دلت آویزون کنی چقدر تلخه جای خالیشو آه بکشی و تا یکی میگه "بابا" دنیات زیرو رو شه عاشقم... خدایا کمکم کن مجنون کرده مرا یاد معشوق...  

Black Light


چقدرشیرینه کسی را داشته باشی و بهش بگی "بابا"

چقدر شیرینه دلت بلرزه، بغضت بشکنه وهق هقت بلند شه و جای نداشته باشی جزء آغوش گرمش!

چقدر تلخه یادشو قاب بگیری و گوشه دلت آویزون کنی

چقدر تلخه جای خالیشو آه بکشی و تا یکی میگه "بابا" دنیات زیرو رو شه

عاشقم...

خدایا کمکم کن

مجنون کرده مرا یاد معشوق...

 

]]>
من بی تو هیچم، تو باورم نکن 2014-08-15T19:15:56+01:00 2014-08-15T19:15:56+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/99 م.یعقوبی دست می کشم بر روی تمام تنهایی امانگار که فقط خود خودم مانده ام و دنیایی پر از خالی!کاش پدرم بود تا اشکهایم را پاک می کرد، کاش بود و خاموش می کرد آتشی که از نبودش بر دلم شعله افکنده مگر میتوان فراموش کرد نبودنش را!اگر تمام الفبای فارسی را داشته باشم باز هم دو حرف اولش را برمیدارم "بابا"کاش آدمهای بجای مرهم بودن درد را میفهمیدند



دست می کشم بر روی تمام تنهایی ام
انگار که فقط خود خودم مانده ام و دنیایی پر از خالی!
کاش پدرم بود تا اشکهایم را پاک می کرد، کاش بود و خاموش می کرد آتشی که از نبودش بر دلم شعله افکنده
مگر میتوان فراموش کرد نبودنش را!
اگر تمام الفبای فارسی را داشته باشم باز هم دو حرف اولش را برمیدارم "بابا"
کاش آدمهای بجای مرهم بودن درد را میفهمیدند

]]>
تنهایی 2014-05-08T19:03:47+01:00 2014-05-08T19:03:47+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/98 م.یعقوبی فریادها مرده اندسكوت جاریستتنهائی حاكم سرزمین بی كسی است.میگویند خدا تنهاستما كه خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم؟؟!!راستی یک نصیحت:بدنبال واژه مباش...کلمات فریبمان میدهند، وقتی اولین حرف الفباکلاه سرش برود فاتحه کلمات را باید خواند!
black light

فریادها مرده اند
سكوت جاریست
تنهائی حاكم سرزمین بی كسی است.
میگویند خدا تنهاست
ما كه خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم؟؟!!
راستی یک نصیحت:
بدنبال واژه مباش...
کلمات فریبمان میدهند، وقتی اولین حرف الفباکلاه سرش برود فاتحه کلمات را باید خواند!
]]>
یلدا 2013-12-21T06:45:36+01:00 2013-12-21T06:45:36+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/97 م.یعقوبی شب یلداستنه هندوانه، نه اناردلم عشق میخواهدکنار سفره ای پر از عارینگاهم دوخته است بر نبودنتشبی مایوس و طولانی دارم امشبم.یعقوبی
black light

شب یلداست
نه هندوانه، نه انار
دلم عشق میخواهد
کنار سفره ای پر از عاری
نگاهم دوخته است بر نبودنت
شبی مایوس و طولانی دارم امشب


م.یعقوبی

]]>
پائیـــز 2013-09-24T08:32:49+01:00 2013-09-24T08:32:49+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/66 م.یعقوبی                        همه چیز از جوانه ای شروع می شود که فریاد آزادی سر می دهد و قد عَلَم می کند تا بودنش را به رخ کشد، دستان سبزش قامتش را استوارتر از دیروز می کند و هر روز چند ثانیه به آسمان نزدیکتر میشود تا اینکه سایه بیندازد و چشمان تیز آفتاب را برای لحظه ای از روی زمین بردارد.          نسیمی از جنس طراوت طنین انداز می شود چه زیبا با آن می ر                
Black Light


       همه چیز از جوانه ای شروع می شود که فریاد آزادی سر می دهد و قد عَلَم می کند تا بودنش را به رخ کشد، دستان سبزش قامتش را استوارتر از دیروز می کند و هر روز چند ثانیه به آسمان نزدیکتر میشود تا اینکه سایه بیندازد و چشمان تیز آفتاب را برای لحظه ای از روی زمین بردارد.

 

       نسیمی از جنس طراوت طنین انداز می شود چه زیبا با آن می رقصد گویی برای او می نوازد، نم نم باران گونه هایش را خیس می کند و جانی تازه به او می دهد. سحرگاه همان وقت که پرده ای سیاه آسمان رنگ می بازد قطره ای روشن تر از نور، از روی دستانش می لغزد و در دل زمین نوش جان میشود.


هوا سرد شده است!

     برگهایش همانند باران دیروز می ریزد و او با بُهت و حیرت خشک می شود و به آنها می نگرد! چه زود نوای رفتن سردادند و او را ترک گفتند. سایه اش کم رنگتر از دیروز می شود، هر چند که آفتاب هم با او قهر است. نسیم دیروز می وزد اما امروز فریاد دلخراشش او را می لرزاند و همه داشته هایش را می برد.

 راستی درست گفته اند" باد آورده را باد می برد! ".


برگ های زرد و سوخته هم برای خود نوایی سر می دهند. نوایی از دل طبیعت، نوای تغییر!

 

خوب گوش کن می شنویی!

" پائیز آمـــده است"


مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید

]]>
روز آمدنـم 2013-09-04T12:28:35+01:00 2013-09-04T12:28:35+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/96 م.یعقوبی رها میشوم در همهمــه خودیت لبریز از بودن، عاری از زیستن، گمشـــده درناکجا آباد! به دنبال چـــراغ میگردم! خسته ام، خسته از بی تو بودن در دنیای مچاله ام، سخت است بگویم پر گرفته ام از کوی بودنت! سُر میخورد قطره اشکی برگونه هایم و میشکند  بغضی در گلویم! همه و همه حکایت از پشیمانیست... تلخ است کلامم در روز آمدنم، گرفتارت شده ام ای دنیایی لعنتی ، نمیخوام ورق بندازم دفتر خط خطی سالهای پشیمانیم را. سطریست سفیـــد تمام ناگفته هایم! باز هم به تو پناه مبرم "خـــدا"
Black Light


رها میشوم در همهمــه خودیت

لبریز از بودن، عاری از زیستن، گمشـــده درناکجا آباد!
به دنبال چـــراغ میگردم!


خسته ام، خسته از بی تو بودن در دنیای مچاله ام، سخت است بگویم پر گرفته ام از کوی بودنت!
سُر میخورد قطره اشکی برگونه هایم و میشکند  بغضی در گلویم!

همه و همه حکایت از پشیمانیست...

تلخ است کلامم در روز آمدنم، گرفتارت شده ام ای دنیایی لعنتی ، نمیخوام ورق بندازم دفتر خط خطی سالهای پشیمانیم را.

سطریست سفیـــد تمام ناگفته هایم!

باز هم به تو پناه مبرم "خـــدا"



مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید


]]>
تو برام خورشید بودی -- توی این دنیای سرد! 2013-06-17T05:59:43+01:00 2013-06-17T05:59:43+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/95 م.یعقوبی رفت آسانتر از آنکه تصور کنم نه از قلبــــم، از صفحه روزگـار میزنم ورق تمام خاطرات تلخ و شیرین را می غلتـد برگونه هایم اشـک بی اختیار! هوای با تو بودن بد جور بی داد&nbsp; میکند تو را می خوانم، تو را می خواهم حتی اگر بهای دیدنت مردنم باشـد"مجتبی" Dad <3


رفت

آسانتر از آنکه تصور کنم

نه از قلبــــم، از صفحه روزگـار

میزنم ورق تمام خاطرات تلخ و شیرین را

می غلتـد برگونه هایم اشـک بی اختیار!

هوای با تو بودن بد جور بی داد  میکند

تو را می خوانم، تو را می خواهم

حتی اگر بهای دیدنت مردنم باشـد

"مجتبی"

]]>
مـادر 2013-04-29T07:24:26+01:00 2013-04-29T07:24:26+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/87 م.یعقوبی چراغها را خاموش کن، چشمم میتپد و دلم می جهد تا ورق می زنم دفترتاریکی خویش را !میکشانی مرا به سویت، شعله می دهی شمع خموش مرا در باد !تو همان حس قشنگی که وجود غنچه فریاد میکشد، تا بر لب می آورد گل بودنش را، همانند تو پژمرده میگردد!تو همانی که تمام تک واژه ها پر معنا حقیر میشوند تا لب به سخن میگشایم برای از تو گفتن.می دهی امیــدی از جنس بودن با بودنت. اگر چه خانه ات پنهان است، اما خانه داری به وسعت اسم اعظمت در قلب کوچکم "مـــادر" مجتبی یعقوبی (سیاه نور) Black Light

چراغها را خاموش کن،

چشمم میتپد و دلم می جهد تا ورق می زنم دفترتاریکی خویش را !
میکشانی مرا به سویت، شعله می دهی شمع خموش مرا در باد !
تو همان حس قشنگی که وجود غنچه فریاد میکشد، تا بر لب می آورد گل بودنش را، همانند تو پژمرده میگردد!
تو همانی که تمام تک واژه ها پر معنا حقیر میشوند تا لب به سخن میگشایم برای از تو گفتن.
می دهی امیــدی از جنس بودن با بودنت.

اگر چه خانه ات پنهان است،

اما
خانه داری به وسعت اسم اعظمت در قلب کوچکم "مـــادر"



مجتبی یعقوبی (سیاه نور)
]]>
زمستــان 2012-11-30T20:19:49+01:00 2012-11-30T20:19:49+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/83 م.یعقوبی پرسه میزند درکوچه ها خورشیـد، می دود در پی اش صبـا، سرد میکندنگاهش را!میشود پنهـان پشت ابرهای خاکستری و میشمارد آمدن بهـار را.میکشــد خم به ابرو، آسمان &nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp;&nbsp; می لرزد تن عریان بیدها می شکند زیر گام هایم برگهای خشک درختان و می برد هر آنچه مانده از پاییز را با یک نفس، صبا.راستی زمستان آمده استبخار پشت پنجره میگوید دستی بکش، تماشایست! مجتبی یعقوبی نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





پرسه میزند درکوچه ها خورشیـد، می دود در پی اش صبـا، سرد میکندنگاهش را!
میشود پنهـان پشت ابرهای خاکستری و میشمارد آمدن بهـار را.

میکشــد خم به ابرو، آسمان
                 می لرزد تن عریان بیدها
می شکند زیر گام هایم برگهای خشک درختان
و می برد هر آنچه مانده از پاییز را با یک نفس، صبا.
راستی
زمستان آمده است
بخار پشت پنجره میگوید
دستی بکش، تماشایست!


مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید


]]>
یک دنیا حرف هست ولی نقطه چین بس است... 2012-09-07T16:50:24+01:00 2012-09-07T16:50:24+01:00 tag:http://yaghobi.mihanblog.com/post/94 م.یعقوبی ... ...

My Bithday


]]>