تبلیغات
سیاه نور - مطالب م.یعقوبی
!It's dark, so we shan’t be seen

تلخ و شیرین

جمعه 24 بهمن 1393 11:59 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light


چقدرشیرینه کسی را داشته باشی و بهش بگی "بابا"

چقدر شیرینه دلت بلرزه، بغضت بشکنه وهق هقت بلند شه و جای نداشته باشی جزء آغوش گرمش!

چقدر تلخه یادشو قاب بگیری و گوشه دلت آویزون کنی

چقدر تلخه جای خالیشو آه بکشی و تا یکی میگه "بابا" دنیات زیرو رو شه

عاشقم...

خدایا کمکم کن

مجنون کرده مرا یاد معشوق...

 





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Mojtaba Yaghoubi ، Jacob ، Black Light ، تلخ و شیرین ،
آخرین ویرایش: جمعه 24 بهمن 1393 12:26 ب.ظ

من بی تو هیچم، تو باورم نکن

جمعه 24 مرداد 1393 11:45 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،




دست می کشم بر روی تمام تنهایی ام
انگار که فقط خود خودم مانده ام و دنیایی پر از خالی!
کاش پدرم بود تا اشکهایم را پاک می کرد، کاش بود و خاموش می کرد آتشی که از نبودش بر دلم شعله افکنده
مگر میتوان فراموش کرد نبودنش را!
اگر تمام الفبای فارسی را داشته باشم باز هم دو حرف اولش را برمیدارم "بابا"
کاش آدمهای بجای مرهم بودن درد را میفهمیدند





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
آخرین ویرایش: شنبه 25 مرداد 1393 12:02 ق.ظ

تنهایی

پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:33 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: عمومی ،

black light

فریادها مرده اند
سكوت جاریست
تنهائی حاكم سرزمین بی كسی است.
میگویند خدا تنهاست
ما كه خدا نیستیم پس چرا از همه تنهاتریم؟؟!!
راستی یک نصیحت:
بدنبال واژه مباش...
کلمات فریبمان میدهند، وقتی اولین حرف الفباکلاه سرش برود فاتحه کلمات را باید خواند!




دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: black light ، Mojtaba Yaghoubi ، سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 اردیبهشت 1393 11:45 ب.ظ

یلدا

شنبه 30 آذر 1392 10:15 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

black light

شب یلداست
نه هندوانه، نه انار
دلم عشق میخواهد
کنار سفره ای پر از عاری
نگاهم دوخته است بر نبودنت
شبی مایوس و طولانی دارم امشب


م.یعقوبی





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Black Light ، یلدا ، Yalda ، Jacob.ir ، Jacob ،
آخرین ویرایش: شنبه 27 آذر 1395 11:44 ب.ظ

پائیـــز

سه شنبه 2 مهر 1392 12:02 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

               
Black Light


       همه چیز از جوانه ای شروع می شود که فریاد آزادی سر می دهد و قد عَلَم می کند تا بودنش را به رخ کشد، دستان سبزش قامتش را استوارتر از دیروز می کند و هر روز چند ثانیه به آسمان نزدیکتر میشود تا اینکه سایه بیندازد و چشمان تیز آفتاب را برای لحظه ای از روی زمین بردارد.

 

       نسیمی از جنس طراوت طنین انداز می شود چه زیبا با آن می رقصد گویی برای او می نوازد، نم نم باران گونه هایش را خیس می کند و جانی تازه به او می دهد. سحرگاه همان وقت که پرده ای سیاه آسمان رنگ می بازد قطره ای روشن تر از نور، از روی دستانش می لغزد و در دل زمین نوش جان میشود.


هوا سرد شده است!

     برگهایش همانند باران دیروز می ریزد و او با بُهت و حیرت خشک می شود و به آنها می نگرد! چه زود نوای رفتن سردادند و او را ترک گفتند. سایه اش کم رنگتر از دیروز می شود، هر چند که آفتاب هم با او قهر است. نسیم دیروز می وزد اما امروز فریاد دلخراشش او را می لرزاند و همه داشته هایش را می برد.

 راستی درست گفته اند" باد آورده را باد می برد! ".


برگ های زرد و سوخته هم برای خود نوایی سر می دهند. نوایی از دل طبیعت، نوای تغییر!

 

خوب گوش کن می شنویی!

" پائیز آمـــده است"


مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: اندکی آنطرفتر....... ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 مهر 1392 04:08 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 15 1 2 3 4 5 6 7 ...
Designed and Powered by: Black Light