!It's dark, so we shan’t be seen

دنیا ، بارانیست که برای تماشا کردنش باید خیس شویم (تقدیم به یکی از استادان عزیز)

چهارشنبه 18 فروردین 1389 06:19 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

مهر سکوت بر لبانش دوخته و آنرا نمی شکند مگر آنکه از او بخواهی تا سخنی بگوید .یک رنگی در تیله سبز چشمانش برق می زند و محبتش را با کادوی بی زرق وبرق به دیگران هدیه می کند.دنیا برایش همانند صحنه است که دیگران او را به تماشا فرا می خوانند و او هم بدون پلکی زدن به آن می نگرد.تشنه تجربه است ، گوش دادنش گواهی می دهد.

راستی چرا صدای گام هایش را نمی شنوم؟! شاید برای این است که دوست ندارد ابراز بودن کند . بوی ریحان می دهد و خونگرم است .درنگ و اندیشیدن در بیشتر کارهایش دیده می شود.حس می کنم که زندگی بر او هم سخت گرفته است ،می دانم که به راحتی نمی بازد ، خم نمی شود و سختی ها را هر چند با مشقت ،اما سپری می کند.

بغض هایش را نمی شکند!! تنهاست و تنهای ،تنها دوست اوست.تیک تیک ثانیه ها و مرگ لحظه ها تنش را سرد می کند، با خود می گوید مبادا دیر شود!

مستقیم نگاه می کند اما افکارش در جای دیگر مشغول است. شاید به فردا می نگرد ،فردایی که نگرانش کرده و هر روز که می گذرد رنگ می بازد.

دنیا ، بارانیست که برای تماشا کردنش باید خیس شوی و بی شک اشتباه است اگر بخواهی از دوردست ها به آن بنگری و از زیبایی اش لذت ببری.برای آنکه خوابت ببرد باید با پاهای برهنه بر روی شن زای داغ راه بروی تا لالایی او را بشنوی!

نوشته های شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید.

با تشکر مجتبی یعقوبی (سیاه نور) 18/1/1389





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: دنیا ، بارانیست که برای تماشا کردنش باید خیس شوی ، توصیف ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: جمعه 10 اردیبهشت 1389 12:36 ب.ظ

حرف دل

جمعه 21 اسفند 1388 12:28 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،
سکوت شیرین است شیرین تر از آنی که حتی بتوانی آنرا بچشی!
چشمها سخن می گویند و دلها می شنوند.
انتظار شیرین است چون سرشار از امید است برای همین است که فراغ را دوست دارم چون امید وصال را می بینم و وصال را دوست ندارم چون بیم فراغ را می بینم..............


نوشته های شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید
م.یعقوبی




دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: حرف دل ، وصال ، فراغ ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 فروردین 1389 12:20 ب.ظ

نتایج اسکار 2010 +تصاویر برندگان اسکار 2010

سه شنبه 18 اسفند 1388 12:45 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: فیلم ، عمومی ،
فیلم مهلکه که داستان آن درباره جنگ عراق است، با به دست آوردن 6 جایزه از جمله بهترین فیلم موفق ترین فیلم هشتاد و دومین مراسم اعطای جوایز اسکار بود و کاترین بیگلو، سازنده این فیلم به عنوان نخستین زنی که اسکار بهترین کارگردانی را به دست آورد، نام خود را در تاریخ اعطای این جوایز ثبت کرد.

به گزارش «فرارو»، فیلم‌های آواتار و مهلکه هر کدام با نامزد شدن در 9 بخش، بالاترین شانس را برای کسب جوایز اسکار 2010 داشتند که سهم مهلکه تاکنون 6 جایزه و اواتار فقط 3 جایزه بود.


استیو مارتین (برای سومین بار) و آلک بالدوین (برای نخستین بار) بازیگران سینمای آمریکا امسال اجرای مراسم را که در سالن کداک در هالیوود برگزار شد، بر عهده داشتند.

در بخشی از این مراسم پس از معرفی برنده برخی از جوایز، با نمایش عکسهایی از درگذشتگان سال گذشته همچون کارل مالدن، مایکل جکسون و دیوید کارادین و اجرای ترانه‌ای از بیتل‌ها به خوانندگی و نوازندگی جیمز تیلور، از آنها یاد شد.

از سال ۱۹۴۴ این نخستین بار است که در رشته بهترین فیلم، ده نامزد - و نه پنج نامزد- معرفی می‌شوند. تصمیمی که انتقادهایی را هم به همراه داشته است. جورج کلونی بازیگر و کارگردان آمریکایی در این باره پیش از آغاز مراسم گفت که این کار شاید برای جذاب کردن مراسم جالب باشد اما برای صنعت فیلمسازی خوب نخواهد بود.


بازیگر نقش اصلی زن
شادینه / shadine.ir

مایکل شین، پیتر سارسگارد، فارست ویتاکر، استنلی توچی و اپرا وینفری نیز برای تمجید از نامزدهای بهترین بازیگر نقش اصلی زن به روی صحنه رفتند. شان پن برای اعلام نام برنده این بخش به روی صحنه رفت و ساندرا بولاک بازیگر فیلم نقطه کور را به عنوان برنده بهترین بازیگر نقش اصلی زن اعلام کرد. بولاک هنگام دریافت جایزه اش از گابوری سیدیبی، هلن میرن، مریل استریپ و کاری مالگیان، نامزدهای دیگر این بخش تجلیل کرد. این نخستین نامزدی بولاک برای اسکار بود. جالب اینکه شب گذشته ساندرا بولاک برنده جایزه تمشک طلایی (رزی) برای بدترین بازیگری معرفی شده بود.

برای دیدن کامل عکسها و نتایج ادامه مطلب را بزنید 


ادامه مطلب


دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: نتایج اسکار 2010 ، سیاه نور ، تصاویر برندگان اسکار 2010 ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 فروردین 1389 12:21 ب.ظ

وفا ، معرفت و دنیای خیالی من

پنجشنبه 13 اسفند 1388 02:45 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

          و باز هم نمی دانم از کجا شروع کنم او هم می گوید هرچه دوست داری بنویس بدون آنکه بداند دیگر چیزی برای دوست داشتن نمانده !

          از وفا می نویسم که کم رنگ شده است کم رنگتر از نقاشی کودکیم.در کوچه پس کوچه های افکارم به دنبال دری می گردم که مرا به خانه ای برساند که بوی وفا می دهد و از خشت گِل پاکش می توان عطر با تراوت وفا را استنشاق کرد،اما آنجا هم نمی توانم آنرا پیدا کنم !! شاید دنیای رنگی دیگر جایی برای افکار خشت و گِلی من نگذاشته و آنها را هم رنگی کرده است.

 

        آری وفا همان حس زیبایی است که می توان ساعت ها آنرا احساس کرد و از هر ثانیه اش سال ها آرامش ساخت و بی وفایی همان لبخند زخم داری است که گوشه لبت نقش می بندد و چهره زیبایت را در پیش چشمان دیگران تیره می سازد.

 

        از معرفت سخن می گویم و آنرا واژه ای می نامیم که به یاد هم بودن را تداعی می کند بدون آنکه بدانیم معرفت همان نیمه پنهان وفا می باشد که در تاریکی شب های تار وقتی که مهتاب چشمانت را نوازش می دهد و چهره نازنین ات را نازنین تر می کند تلنگری می زند که مبادا عهد بشکنی و هستی دیگری را نابود سازی!!؟؟

 

       می دانم کلامم پر از ایهام است اما نگاهم جاریست! به سوی دوردست ها ، پشت کوچه افکارم ، بالای دیوار گِلی ، فقط کافیست بالا بیایی تا بدانی من تا کجا ها را می توانم ببینم.فردا اینجاست در تیله چشمان رنجیده ام می توانی آنرا ببینی!!

 

راستی بوی بهار می آید قناری می گوید! صدایش را می شنویی؟؟

 

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید!



دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: وفا ، معرفت و دنیای خیالی من ، سیاه نور ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 17 فروردین 1389 12:24 ب.ظ

به نام آنکه حرف را سر لوحه هستی و ندا را آوای زنده ماندن قرار داد

جمعه 7 اسفند 1388 01:05 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

     درنگ می کنیم ولحظه ای تفکر چشمانمان را می بندیم وبرق آرزوهای طلایی افکارمان را دگرگون می کند ، می گویند خیال باف شده ایم با فنده ای با مهارت که هر لحظه الگویش را تغییر می دهد و هر آنچه دوست دارد می بافد راستی بافتن چه آسان است!؟

پس چرا مادرم نمی توانست شال گردن مرا زود ببافد وبعد هم که بافت کمی کوتاه به نظر می رسید باید کلاسی برای مادرم بگذارم تا شاید او هم  بتواند همانند من ماهر شود!!؟؟

همه چیز در چند ثانیه اتفاق می افتد با جزئیات کامل وبا رنگ آمیزی خارق العاده ولی چه حیف که زود تر خراب می شوند زود تر از ساختنشان و زود تر از شال گردنم.

شال گردنی که مادرم برایم بافته بود را بوییدم ، بوسیدم و پوشیدم همه چیز واقعی بود و قابل لمس آری این است دنیای من .

زندگی ساده تر از آن است که در افکارت بگنجد ، دوست داشتن همان حسی است که در چشمانت، در افکارت و در کلماتت نقش بسته است فقط کافی است این نقش و نگار زیبا را در کادویی به نام محبت به دیگران هدیه کنیم و هیچ وقت حسرت هدیه ندادن را نخوریم و به فکر باز شدن هدیه مان هم نباشیم فقط خوشحال باشیم که توانسته ایم حس را به عمل تبدیل کنیم، همانند شال گردن من !!

م.یعقوبی (کپی با ذکر منبع)

منتظر نظرات شما در جهت پیشرفت در نوشتن هستم با تشکر





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: هستی ، هدیه ، محبت ، دوست داشتن ، شالگردن ، مادرم ،
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 15 ... 6 7 8 9 10 11 12 ...
Designed and Powered by: Black Light
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات