تبلیغات
سیاه نور - مطالب ابر مجتبی یعقوبی
!It's dark, so we shan’t be seen

Light

یکشنبه 13 آذر 1390 09:26 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،
Black Light
Dim the light
Lock the door, turn back, take a deep breath, clench your fist and kill the tension.
A shimmering light grabs your attention, try to ignore it, that's what human-beings are filled with!
'curiosity'
Take a step, get closer and see what you killed first

‘Light’


Written By: Mojtaba Yaghoubi





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: light ، black light ، Mojtaba yaghobi ، سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، نور ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 آذر 1390 11:26 ب.ظ

بـاران

چهارشنبه 25 آبان 1390 04:44 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

نعره میکشد آسمان، از جنس بلور

تلنگرمیزند به شیشه، مژده میدهد زمین و درختان لب کبود را!

'باران'

زیررگبار نگاهت خیس میشوم، ها میکنم اسمت را هرنفس:

'باران'

وسپس درگوشه ای، کنارنار و نور برافروخته ای، گرم میشوم، گوش میدهم به هرتکواژ کلامت:

'باران'

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنید






دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: باران ، rain ، Black light ، سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 25 آبان 1390 04:57 ب.ظ

بیــــــداری

سه شنبه 17 آبان 1390 09:55 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light

بوده ام، اما انگار هیچ از بودنم نه دیدمو نه احساس

لاجرم زیستم، هرروز برای فردا و فردا برای زیستن دیروزم. باهرنگاه تیری روانه گردید و باهر تپش گامی به بی راهه.
به خود که آمدم ازخود بی خود شدم!
درتاریکی به سربردن شیرینی تلخی دارد.
روبه آینه کردم، فریادبرآوردم برسرخود، خجل گشت چهره ام وچشم هایم به زمین دوخته !
امروز همان روز است، همان روزی که هرشب طلوع اش رابه خود وعده میدادم و غروبش را در چشم های بهت زده فردایم به نظاره می نشستم.
سپیده سرمی زند، شبنم سر می خورد ازگونه گل، نسیم می دود درلابه لای درختان و من هنوز...
چه شیرین است لحظه بیدار شدن !

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکن






دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ، Mojtaba Yaghoubi ، بیـــــــــــــــــداری ، بیداری ، Black Light ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 19 آبان 1390 10:59 ق.ظ

باز هم...

یکشنبه 13 شهریور 1390 10:54 ب.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،

Black Light

باز هم اول خط و مکافات حرف دل

باز هم دل نگرانی فردا و خاموشی امروز

باز هم نگاهی پر تلاتو و چشمان بسته من

بازهم، بازهم، بازهم....

هرچند صدایش بیداد میکند اما کلامش به زبان نمی آید.
احساس میکنم بیش از پیش فاصله گرفته ام، خودم دیدم گردوغبار بردل نشسته را !


مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنی





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، باز هم ، مجتبی یعقوبی ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 13 شهریور 1390 11:58 ب.ظ

واژه باعظمت 'زندگی' (آنتالیا)

دوشنبه 17 مرداد 1390 11:06 ق.ظ

نویسنده : م.یعقوبی
ارسال شده در: دل نوشته های من ،
آنتالیا

آسمان همان آسمان،آفتاب رنگباخته تر وخانه ها قدکشیده.ندیدم کمند ابروهای آدمهایی که با افکارامروز زندگی میکنند.

تمام افکارم خانه کوچکی بودکه خوددرشهرداشتیم شوربختانه دنیا بزرگتر از این چیزها بود آنقدر بزرگ که چشمانم گنجایش دیدنش رانداشت. واژه باعظمت 'زندگی' برای این آدمها بسیارپرمعناست و پیوند دوچیز است کاروآسایش، کاری که میدانی هدیه میکند آسایش فردا را !
شایدبرایم سخت باشد که بپذیرم خنده اینها ازقلبشان سرچشمه میگیرد ودردریای خروشان امیدشان سرازیرمیشود،عجب ایهامیست! بس شیرین.

مجتبی یعقوبی

نوشته ها شخصی می باشند لطفاً کپی نکنی9/8/2011





دیدگاه ها : نظرات
تعداد بازدیدهای این مطلب :: بازدید
برچسب ها: سیاه نور ، مجتبی یعقوبی ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مرداد 1390 01:03 ب.ظ



تعداد کل صفحات : 5 1 2 3 4 5
Designed and Powered by: Black Light